خرید بک لینک

غافلان

همسازند،

تنها توفان

کودکان ناهمگون می زاید.

همساز

سایه سانانند،

محتاط

در مرزهای آفتاب

در هیات زندگان

مردگانند.

شاملو

برچسب: خطابه,تدفین, نویسنده: پرهام اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 20:02

تو تنها کسی هستی که با این که هیچ وقت ندیدمش اما مرگش ناراحتم میکنه. در واقع وقتی تو مردی من پنج سالم بود و حتی نمیدونستم موسیقی چیه . اما ده سال بعد وقتی برای بار اول صداتو شنیدم، با روحم پیوند خورد. سر کلاس اشعارت رو روی میزم مینوشتم. اگر زنده بودی قطعا یه روز هرجور شده خودمو بهت میرسوندم و از نزدیک میدیدمت. نه دیدمت نه باهات هم صحبت شدم اما هربار که به اهنگ هات گوش میدم، احساست میکنم. به نظرم قشنگی موسیقی به همینه. اونا هیچ وقت نمیمیرن. روحشون تو اهنگ هاشون وجود داره. و چندین سال بعد مرگشون یه روز ممکنه صداشون به گوش کسی برسه که فرسنگ ها دورتر زندگی میکنه و از درون بهش پیوند بخوره. مثل

برچسب: نویسنده: پرهام اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 20:02

I jumped in the river, what did I see

Black-eyed angels swam with me

A moon full of stars and astral cars

And all the figures I used to see

All my lovers were there with me

All my past and futures

And we all went to heaven in a little row boat

There was nothing to fear and nothing to doubt

Radiohead


love this song

love this band

برچسب: نویسنده: پرهام اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 20:02

"اگر انسان صرفا بنشیند و درباره خاتمه کار محتمل الوقوعش و بی معنایی دهشت زایش و تنهایی در این کیهان فکر کند، حتما دیوانه میشود یا به یک حس رخوت آور پوچی تن میدهد. شاید او از خود بپرسد که چرا باید برای نوشتن یک سمفونی باشکوه یا تلاش برای زیستن یا حتی عشق ورزیدن به کسی، خودش را به دردسر بیندازد در حالی که چیزی بیش از میکروبی زودگذر روی تل خاکی نیست که در میان بی کرانگی تصورناپذیر فضا می گردد؟" "خود بی معنایی زندگی، انسان را ملزم می سازد که معنای خودش را خلق کند. هولناک ترین واقعیت در خصوص جهان نه خصمانه بودنش بلکه بی تفاوتی آن است. اما اگر ما بتوانیم با این بی تفاوتی کنار بیایم و چالش های زند

برچسب: جهانِ,پاسخ, نویسنده: پرهام اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 20:02

وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند، آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟ دین هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:

انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد. در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

غروب بتان ـ فردریش نیچه

برچسب: دین, نویسنده: پرهام اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 20:02

صفحه بندی